*در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلم کلاس پنجم دبستان وارد کلاسشد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آن ها قائل نیست. البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود وخانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد واو را رفوزه کرد.*
*امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت بهپرونده تحصیلى سال های قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند. *
به دو تصویر زیر نگاه کنید : اولی اسکناس صدتومانی سال های گذشته است و دومی اسکناس 10 هزار تومانی جدید.
در اولی، عبارت "بانک مرکزی" به این صورت نوشته شده:BANK MARKAZI
و در دومی به این شکل: CENTRAL BANK
حالا اولی درست است یا دومی؟ و البته دومی صحیح تر است زیرا بانک مرکزی ، اسم خاص (مانند بانک ملی) نیست بلکه اصطلاحی عمومی برای "بانک بانک ها" در نظام های اقتصادی دنیاست.
اگر بانک مرکزی در همان سال های قدیم ، از یک مترجم استفاده می کرد چنین گافی سالیان دراز بر روی اسکناس های یک کشور رخ نمی داد.
تلاش برای پاک کردن آلودگی های نفتی از بدن پلیکان های نوزاد در کلینیکی در ایالت لوییزیانای آمریکا